پنجشنبه، 10 اردیبهشتماه 1388



Give me a reason to believe that you're gone
I see your shadow so I know they're all wrong
Moonlight on the soft brown earth
It leads me to where you lay
They don't know you can't leave me
They don't hear you singing to me
They took you away from me but now I'm taking you home

I will stay forever here with you
The softly spoken words you gave me
Even in death our love goes on


 
Comments (0) | | 01:02 PM
یکشنبه، 6 اردیبهشتماه 1388




 
Comments (0) | | 04:56 PM
شنبه، 5 اردیبهشتماه 1388


اگه از من بپرسید که چه اتفاقی داره واسه مغز انسانها و تواناییهای اون میوفته میگم
waaaalllllllei .....
چرا؟
اینو ببین: سئوال : معادله زیر را حل کنید؟
3X-1=2X+2
حل: بچه 14 ساله در سال 75 در طولانیترین و پر توضیحترین حالت
خب .. سه ایکس با 2سه ایکس میره میشه یدونه ایکس ... یک و هم جمع میشن میشه سه تا اونور .. ...میشه :3

بچه 14 ساله در سال 88 :
اول همه رو میریم اینورمیشه:
3X-1-2X-2=0
بعد مثل یک عبارت جبری حل میکنیم ... یعنی ...... متشابه ها رو زیرش خط میکشیم ...

3X-2X=+1X
علامت عدد بزرگتر
-1-2=-3هم علامتند
حالا ....... داریم :
+1X-3=0
حالا 3 رو میبریم اونور علامتش عوض میشه ... میشه "
+1X=+3
حالا 3 رو بر 1 تقسیم میکمینم .. مثب در مثبت میشه مثبت ...
میشه :
X=3

.
.
.
.
حالا فرض کن اون یه خط کسری و توان هم به این معادله اضافه بشه .....

چقدر میگیرین به این دانش آموز 14 ساله روزی 4 ساعت ریاضی سوم راهنمایی درس بدین در حالی که خرداد امتحان داره؟!!!!!!!


 
Comments (0) | | 08:48 PM


میخوام بدونم تو جبر زیر رو چطوری حل میکنی؟
2*3*m*8*-1*6*a*9=?


 
Comments (0) | | 08:28 PM
پنجشنبه، 3 اردیبهشتماه 1388


متهم ... خانم معلم :
شما متهم هستید ایجاد رعب و وحشت ... فحاشی و بر هم زدن نظم و آرامش عمومی ... تهدید به اسید پاشی و قتل ...
حکم صادره برای شما که بدون حضور شما داده شده : 2000000 ریال جریمه نقدی و 50 ضربه شلاق ...
حکم صادره قابل واخواهی است ....
عکس اعمل عوامل دادگاه : هر هر هر هر هر ...
.
.
.


 
Comments (1) | | 11:08 PM


- میخوام ببینمت... ... کامان ... جواب بده
-why?
-why?, u r right, there no point ....
.
.
.
.
.
.
.
سه هفته بعد
.
.
.
.
برای اینکه یادم بیاد رابطه خوشمزه چی بود ... واسه اینکه یادم نره چه چیزهایی رو باید مرور کنم شبها موقع خواب ...
واسه اینکه ببینم همه چیزهایی رو شاید از قلم انداختم و ندیدم ... واسه اینکه یادم بیاد چرا با هم بودیم ... واسه اینکه یادم نره چرا دیگه با هم نیستیم ....
چون الان تنها چیری که یادم میاد همونه که تو هم یادت میاد به محض تاریک شدن هوا و تنها موندن در ساعات شب ....
به محض پا گذاشتن تو جاده و پارک جنگلی .... و دیدن برگه پاسور .....
.
.
.


 
Comments (0) | | 10:59 PM
یکشنبه، 30 فروردینماه 1388


یادمه برات فلسفه وجود خدا رو گفتم ...
حالا میخوام فلسفه وجود آخرت و جهنم و اینا رو بگم
اونم اینه که وقتی یه نفر در حق تو نامردی میکنه ... نه نامردی کوچولو یه نامردیه گنده ...
و تو هم یا زور نداری که جوابشو بدی یا پولشو نداری ... یا این که اصلا نمیدونی کیه که بخوای جواب کارشو بدی ... تا فیها خالدونت میسوزه ... و اون وقت تنها مرحم ممکنه برای دردی که نمیذاره حتی شبها بخوابی و تمام وجودت رو پر از نفرت و حرص کرده ... اینه : عیب نداره ... بلاخره دنیایی دیگه هم وجود داره ...
تو اون دنیا میبینمت ....

حالا که فهمیدی فلسفه چیه! برو بسوز ... چون همینی که هست ... یا ولش کن .... یا بسوز ...


 
Comments (132) | | 01:43 PM
چهارشنبه، 26 فروردینماه 1388


جواب سئوال زیر را چگونه میدهید؟
کسی رو بهتر از من پیدا نمیکنی؟
1- ریخته
2- درسته همه مثل تو گند هستند
3- راست میگی تو ماهی
4- خب که چی؟
5- پس بهتره که تنها باشم!

اگه جوابتون گزینه پیج هست ...I doubt it!!!


 
Comments (2) | | 12:43 PM