یکشنبه، 27 بهمنماه 1387


احساس خوب تنها نبودن در شب ولنتاین
happy it


 
Comments (1) | | 02:06 AM
سه شنبه، 22 بهمنماه 1387


we call it moneyear
happy moneyear sis
i love u :*


 
Comments (0) | | 12:25 AM
دوشنبه، 21 بهمنماه 1387


امروز یه لحظه احساس کردم صدای تاپ تاپ قلبم انقدر بلنده که الان همه میشنون
در رفتم که نشنون ....


 
Comments (0) | | 10:46 PM


زن کوچیکه ی فلان فلان شده ی ناسزا
همه جون منو کبود کرده .. بعد میگه .. شما چرا انقدر دردت میاد خانم! .
انگار داره از متهم حرف میکشه
she was torturing me by wask
نکبت ایکبیری
خیلیه ها .. یه عالم درد بکشی بعدش هم 28 تومن پیاده شی ...
آخرم لبخند بزنی و بگی .. مرسی فاطی جون خسته نباشی
دختر جون یاد بگیر اینجور موقع ها سر آرایشگرا داد .... یا لااق اعتراض کنی


 
Comments (0) | | 10:45 PM
پنجشنبه، 17 بهمنماه 1387

تصمیم کبری

میخوام از ایران برم ...
میخوام از این مملکت خارج شم
به زودی


 
Comments (251) | | 09:17 PM
دوشنبه، 14 بهمنماه 1387



 
Comments (1) | | 01:31 AM


امشب از اون شبهاست که من خوابم نمیبره ...
انقدر افکارم بلنده که نمیذاره بخوابم
نیاز نیست بگم که زیادن چون میدونی که همیشه زیادن ... ولی الان بلند هستند ...
تقریبا فریاد میکشن ....
کی هستی؟
چی هستی؟
چی تو خودت دیدی؟
کجایی؟
جالا چه غلطی میخوای بکنی؟
از کجا شروع میکنی؟
کی شروع میکنی پس؟
چرا هنوز اینجایی؟
تا کی پشت این خط می ایستی؟
ای هیت یو دیس وی
.....
مو یور ***
کامان ...

گذشته تمام شده ...
اکنون زندگم را میسازم ....
از این حرفها خلاصه ..


 
Comments (1) | | 01:26 AM


تو میدونی معنی دعوا چیه؟
الان میگم ... دعوا یعنی که مکالمه همراه با خشونت برای حل مشکل بین دو یا چند نفر
میدونی چرا دعوا وجود داره؟
بذار اینطوری بپرسم .. میدونی چرا دو نفر با هم دعوا میکنن؟
چون برای هم مهم هستن ... و میخوان مشکلشون حل بشه یا بهش پرداخته بشه ...
واگر نه دعوا لازم نیست .... just walk away ....


u knew that ... i wast just remiding for myself ... that's all


 
Comments (0) | | 01:16 AM


خیلی موقع ها ذهنم رو مشغول میکنه
بودن با کسی که دوستش داری
دوستت داره
باهاش راحتی ... خیلی راحت
بهت خوش میگذره
تفریحاتتون یکیه ...
داشتن کسی که باهاش بیرون رفتنت بیاد ... چایی خوردنت بیاد ... فیلم نگاه کردنت بیاد ... گردش رفتنت بیاد ... ورزش کردنت باید ....
* بیاد ها رو فکتور میگیریم و اینطور ادامه میدیم که :
غذا خوردن ...
صحبت کردن ...
موسیقی گوش کردن ...
خرید کردن ...
سفر رفتن ...
خوابیدن و بیدار شدن ...
تا صبح بیدار بودن و ستاره تماشا کردن ...
کتاب خوندن ...
چت کردن ....
پارتی رفتن ... .
رقصیدن ...
ساختن و دوباره ساختن ...
خاطرات مشترک داشتن ...
و تنها نبودن ....
خیلی موقع ها بهش فکر میکنم ....
باور کن


 
Comments (0) | | 01:11 AM
یکشنبه، 13 بهمنماه 1387


خیلی عجیبه ...
نه اینکه فکر کنی که میخوام تعمیم بدم .. ولی ... تا همین الان که من در شهر بسیار خشک و کوتاه مشهد زندگی کردم متوجه شدم که 90 درصد خانمهای مشهد اعم از دانشجو و فروشنده و عضو جیم و خلاصه ... خانمهای غیر قابل تحملی برای من هستند ... بسیار خشک و تلخ و از خود ممنون و بسیار بسیار سرد و جالب اینجاست که این خانمها در مقابل خانمهای دیگر بسیار بیشتر از آقایون جبهه میگیرن ... نه اینکه فکر از عمد اینکار رو میکنن .. نه ... اوصولا همینطوری نچسب هستند ..
به طور خلاصه بگو که بسیار بسیار یه جورین و آدم رو میرنجونن ...
بگذریم که درصد خیلی ناچیزشون هم خیلی خوبن ...
ولی نکته ای خیلی واسه خود من جلب بوده اینه که من چرا اینقدر از طرز برخورد اینها ناراحت میشم ...
کسانی که کوچیترین نقشی تو زندگی من نداشتن و نخواهند داشت ....
چرا باید بتونن که من رو انقدر ناراحت کنند که بیام اینجا بنویسم ... نه؟
مثلا امروز زنگ زدم به یه دختر خانمی که باهاش در دو درس همکلاس بودم
مکالمه من و دختر مشهدی
- الو سلام خوبی رویا جون
- شما؟ 0 با لهجه غلیظ مشهدی؟ )
- من شیرینم همکلاسیتون
- بله ... شما همون دختره هستین که سر امتحان شماره من رو با صرار گرفتین؟
مکالمه درونی : آره ... با اصرار آخه عاشق صورت جوشجوشیه و دماغ گندت شدم
- بله ... آخه من کسی رو تو کلاس نمیشناسم وگرنه مزاحم شما نمیشدم
- بفرمایید؟
-امتحان مهندسی اینترنت رو خوب دادین (لحن دوستانه )
- ای بد نبود
- من خواستم راجع به پروژه مهندسی نرم بپرسم
- شما الان راجع به مهندسی اینترنت پرسیدین حالا پروژه نرم رو میخواین؟
(گفتگوی درونی : ببخشید گناه کبیره کردم گویا )
- پرسیدم چطور دادین؟ حلا میشه بپرسم؟
- بگو
- میشه برام توضیح بدین که چی هست ؟
- شما بعد از یه ترم الان میخواین تازه پروژه بنویسی؟؟
(ببخشید ... دفه آخرم باشه )
-آخه میونید ... میدونم چیه ها فقط جزئیات رو میخوام ..
- من خودم هم نمیدونم باید بپرسم از کس دیگه بپرسین
( آره جون خودت )
- من اگر کسی رو میشناختم مطمئنا مزاحم شما نمیشدم
- گفتم که من کسی رو نمیشناسم
- مرسی به هر حال ببخشید که مزاحم شدم
- خدافظ
....
اوق ....
اووووق ....


 
Comments (0) | | 02:55 PM