سه شنبه، 15 آبانماه 1386


صبح زود میرم
نمیذارم بری
تو نیاز نیست بذاری عزیزم ... من میذارمت و میرم


 
Comments (2) | | 10:09 PM


بیبن عزیزم
دستات رو دور شونه هام حلقه نکن ...
سعی نکن با دستای سلطه گر و نگاهه نافظت به من بگی چی کار کنم
از زیر دستات لیز میخورم و با یک حرکت آکروباتیک فرار میکنم
کافیه افسار رابطه رو بدی دست من ...
خواهی دید که سوار کالسکه لذت با من به سرزمین شیرینیهای زندگی میای
من بلدم
میبرمت نورلند
فقط محکم بشین ...


 
Comments (2) | | 09:39 PM


یه عمر هوسرانی
بدون لحظه ای پشیمانی


 
Comments (1) | | 09:33 PM


سحر رفت
با تمام وجود این پا اون پا کردن ... ولی رفت
رفت به سرزمین رویاها
اما با این پا اون پا
میدونستم دلم براش تنگ میشه
تصور اینکه برنامه دیگه سحر نیست که خنده و ریسه بره رو غش کنه رو یکی دلم رو تنگ میکنه
یه جوریم میشه

Picture 016.jpg


 
Comments (1) | | 09:31 PM