مگه نمیگی که بی اعتقادی
چرا از بی اعتقادیت دفاع نمیکنی؟
چرا دلایلت رو نمیگی؟
به دو علت :
اول اینکه تو انقدر احمقی که به این چیزها اعتقاد داری
دوم اینکه من خیلی مهربون تر از اونم که آرامش حاصل از حماقت تو رو بگیرم
حالا ببند
- باید پول جمع کنم بخرمت
- میفروشم ... به یک پول سیاه ... به یک نخ
- به تو میگن یه دوست واقعی
هر وقت هوایی وجود نداشت که تنفس کنی و احسلس خفگی کردی
اونوقت تو روت می ایستم و میگم چرا غر نمی زنی که بعضی وقتها بارونی میشه
بچه پررو
کلاس سوم راهنمایی بودم که خانم طائی معلم مورد علاقه من در مورد قانون همیت صحبت کرد.
اینکه قانون همیت تو درهر جایی یه معنی خاصی میده.
وقتی تو مدرسه هستی ... اونی که با تو یه کلاسه احساس نزدیکی بیشتری میکنی.
وقتی تو یه محله هستی اونی که با تو تو یه کوچه است.
وقتی تو یه شهری اونی که با تو هم محله ای است .
تو جمع زن ها و مردها ... تو با هم جنست راحت تری.
وقتی تو یه دانشکده هستی ... اونی که با تو هم رشته است
وقتی تو یه شهر دیگه هستی .. اونی که همشهری توست .
وقتی تو یه کشور دیگه هستی ... اونی که هم وطن توست.
وقتی وسط یه عالمه موجودات مختلف هستی .... اونی که انسان باشه ...
وقتی تو یه سیاره دیگه هستی .. صد در صد یا یه گاو یا یه موجود زمینی احساس نزدیکی بیشتری میکنی تا با یکی از اعضای خانواده ایتی ...
اینه که احساس غربت هر جایی میتونه به وجود بیاد ... حتی تو یه کلاس طراحی الگوریتم ...
یکی از مزیت های تنها زندگی کردن اینه که وقتی سر غذا نوشابه رو دمر میکنی
یا میزنی ظرف غذا رو داغون میکنی مجبور نیستی بگی آخ ببخشید باز من گند زدم
و کسی هم نیست که طوری نگات کنه که انگار منتظره همین رو بگی
ممکنه این قضیه برای تو اصلا جالب توجه نباشه ولی خودت میدونی برای من که دائم در حال داغون کردن یه چیزی موقع خوردن هستم ... خیلی لذت بخشه که میتونم سرخ نشم ....
حالا فک کن این غذا خوردن نصف شب ساعت 3 هم باشه ... دیگه چه شود ... به به ...
کسی دلش تنگ میشود
تنگ شدن دل که میدانی چیست؟
مشتی تغییرات شیمیایی در اطراف سلول های عصبی
که لابد از یک سلول شروع میشود و سلول های دیگر را مبتلا میکند
the-mire
مارکوپولو به شما سلام میکند.
نمیدونم ماکوپولوی با شیرین ادغامش چی از آب در میاد
مارکوپورین
شیرکوپولو
حالا هر چی ... هوای اینجا هم خیسه
ایش ...
ولی در عوض ای دی اس ال داره .. امیدوارم برای مصرف شخصی هم باشه نه فقط برای کافی نت ها
یه استخر هم داره .. خانم که راننده آزانس بود میگفت تمیزه .. البته من هنوز نمیدونم تمیز از نظر لاهیجانی ها یعنی چی
هستی هم هست ... 19 سالشه .. آخی ...
همین فعلا ...
امروز فیلم تقاطع رو دیدم
فیلمی از ابوالحسن داوودی
خیلی از شخصیت های این فیلم برای من خاطره انگیز هستن ... بیژن امکانیان ... السا فیروزآذر... ابوالحسن داوودی ... بهرام رادان ...
یاد الناز افتادم. یکی از صمیمی ترین دوستام تو دوره دبیرستان . چقدر با هم میخندیدیم.
دلم براش تنگ شد.
برای تو هم ....
رو تخت دراز کشیدم
میخوام بخوابم
دارم زور میزنم
123 شیرین بخواب
گرممه
بلند میشم پنجره رو باز میکنم
دوباره دراز میکشم .... ویییییییییییییزززززززززز
مردشور پشه های رو ببرن
بلند میشم توری پنجره رو ببندم
میرم تو تراس
آسمون رو نگاه میکنم
وه
یه ماه خوشگل پر نور با یه عالمه ستاره ...
اره ... اینجا هوای پاک داره ... دریا داره .... کوه و درخت و طبیعت داره با یه عالمه جا خالی
جات خالی
شنیدی میگن باید بذاری فلانی ببرتت وگرنه تمام روزت رو خراب میکنه
توصیه های ایمنی رو جدی بگیرید