من زیاد چیزی از موسیقی سر در نمی آرم
ولی مدتهاست که گوش میکنم و مدتها که با کسی دوست بودم که موسیقیهای خوبی رو برام سلکت میکرد و بهم میداد تا گوش کنم
خلاصه زیاد سرم نمیشه ولی خیلی زور داره وقتی سلکشن موسیقیت رو برای کسی میذاری که میدونی مطمئنا یک صدم تو هم حالیش نیست برگرده برات تفصیر کنه و بگه که شما موسیقی رو میشنوی ولی گوش نمیدی
با تمام تلاشی که کردم برای اینکه بر روی خودم نیارم ولی بازم با نگاهم بهش گفتم
تو خوبی!
میدونی امسال چه ورودی هاییی وارد دانشگاه میشن ؟
68-69
میدونی امروز که آقای بنگاهی که میخواست قلنامه برای اجاره نامه بنویسه چی گفت؟
گفت شما ورودی جدید هستید دیگه
داری که !!!!!!
فردا اول مهره ...
چندین سال پیش امروز من داشتم با ذوق و شوق کیف و مانتو شلوار مقنعه ام رو امتحان میکردم که برای فردا آماده باشم
اون موقع ها تابستون و غیر تابستون تفاوت زیادی داشت
جمعه ها فیتیله بود
خواب دم صبح یه مزه دیگه داشت
دیدن آنت و لوسین و هاچین واچین و آقا شولی و آقا مولی واجب بود
مهم بود که رضا شفیع جمع و رادش کجا زندگی میکنن
شنیدن اخبار ساعت بیست و یک بیخود ترین کار دنیا بود
کش خریدن برای کش بازی واجب ترین خرید سال بود
بزرگترین آرزوها رفتن شهر بازی و میدون آرژانتین بود
مهم بود که من و تبسم تولدمون دوروز پشت سر همه و من از شیما یه سال و نه ماه و چند روز کوچیکترم نه دو سال
اون موقع ها خیلی چیزا فرق میکرد
یادش بخیر
تا حالا آدمی دیده بودین که خیلی شبیه لوبیا باشه؟
خب من امروز دیدم
خیلی بامزه بود
وقتی با یه به ظاهر دوست میری بیرون
وقتی اون مرتب از وضعی که داری انتقاد میکنه و انرژی منفی میفرسته
وقتی دائم سعی داره به تو بفهمونه که تو هیچی نیستی و اون خیلی سرتره
وقتی همش در حال کلاس گذاشتن و گفتن جملات ایه داره
چیزی که لذت بخشه ... حرصیه که تو صدای به ظاهر خونسرد دوست به ظاهر دوست که پر از فریاد از روی حسادتش داره موج میزنه و صداش رو میلرزونه ...
من بدجنس نیستم ... ولی باور کن بعضی وقتها ... واقعا لذت بخشه ....
خوردن یه لیوان و نصفی آبجو در اول روز را توصیه میکنیم ....
برای داشتن روزی سرشار از لذت بدون خوردن فلوکستین
کلمه ببخشیدا .... همراه با حس (آخی نازی .. من احساس گناه میکنم که تو ناراحتی ) را همینجا از فرهنگ لغاتمان حذف میکنیم ..
استفاده کننده گان ز این واژه ملعون نام خواهند گرفت و به آزکابان فرستاده خواهند شد .... میدیمشون دست دیمنتوها ....
ستاد منع استفاده از کلمات جادویی
وقتی وارد تهران میشی ...
وقتی بو میکشی
وقتی فقط بوی دود سرب و بنزین و گازوئیل میاد
امممممممممم ..... چه لذتی ....