شنبه، 7 بهمنماه 1385

تجربه شماره n

یه موقع هایی .... آدم به کسی خیلی نزدیک میشه ...
اونوقت ... باید پی از بین رفتن حریم و احترام بین خودش و اون آدم رو به تنش بماله ...
ولی بهتره ... اون خیلی نزدیک شدن ... کمتر بشه ... که نه سیخ بسوزه نه کباب ...

پ . ن : متلک ممنوع


 
Comments (3) | | 06:52 PM
چهارشنبه، 4 بهمنماه 1385


آدمها شبیه صفحه دارت میمونن
یه نقطه اند با یه عالمه حلقه
همین ....


 
Comments (1) | | 08:41 PM


بچه که بودی
مثل کاه از رو زمین بلندت میکردم
تو سبک بودی
من قوی
تو روز به روز بزرگ شدی
سنگین تر شدی
من روز به روز پیر تر و خسته تر
ضعیفتر
حالا انقدر سنگین شدی
که نمیتونم تکونت بدم
واسه همین ادای زور رو در میارم
باباه میگفت اینا رو


 
Comments (1) | | 08:37 PM


همیشه از حرفهایی که از روی شیکم بود بیزار بودم
و خیلی وقتها فقط برای اینکه هم رنگ خوبی برای جماعت باشم
به شنیدن و گفتن آنها تن دادم
ولی این حرفهای شکمی از منفرورترین موجودیت هاست برای من


 
Comments (0) | | 08:33 PM
سه شنبه، 26 دیماه 1385


خودت را در آیینه نگاه کن
همین کافیست
توجیه شد
حل شد
:D


 
Comments (0) | | 07:57 PM
یکشنبه، 24 دیماه 1385


سئوال :
چرا پدرها به فامیل مادرها اعتماد ندارند؟


 
Comments (0) | | 06:36 PM


بعضی موقع عا لازمه که یه طرف رابطه اون رو بکشه
یا گاهی لازمه که نگهش داره
یه هلش بده
چیزی که مهمه اینه که یکی باید اینکارو بکنه ...
یکی از دو طرف


 
Comments (0) | | 06:00 PM


مدتی هست که شبها بیدارم و روزها میخوابم .
بزرگترین علتش اینه که دلم میخواد حتما خوابم بگیره تا برم تو رختخواب .. میخوام وقتی روفتم تو جام غش کنم . قدیما اینطوری نبود .. ساعت 12 میرفتم زیر پتو ... انقدر وول میخوردم و فکر میکردم تا خوابم ببره ..
ولی الان اینجور خوابیدن اصلا تو کتم نمیره ... واسه همین دشب و پریشب اصلا نخوابیدم ...

ای ویل بک هوم وری وری سون ... دو نقطه دی


 
Comments (0) | | 05:23 PM
دوشنبه، 18 دیماه 1385


من دوست دارم خودم ببرم جلو
میخوام فرمون دست من باشه
میخوام تو مشتم باشه
اینجوریم دیگه ...
هر کسی یه جوره ...


 
Comments (0) | | 07:30 PM
شنبه، 16 دیماه 1385


آها
آقا این سایت چیه؟
بهترین دوست من منو دعوت کرد و من هم عضو شدم
مدتها بود که تو این سایتها عضو نمیشدم
ولی دیشب عضو شم و امروز 84 تا ریکواست داشتم
یعنی چیه؟
این که بازی کنیم یعنی چی؟
اگه کسی وارده به بگه پیلیز
اینو میگم:
XuQa.com


 
Comments (0) | | 09:25 PM


فردا صبح میرم پست خونه
بعدم میرم اداره گذر نامه
بعد هم میرم جوهر پرینتر میخرم میام اینایی که باید پرینت میگیرم
ظهر میرم باشگاه بعدشم میرم لب دریا غلیون بکشم
شب هم میرم بیلیارد یا سونا
بعد هم میام میشینم یه قالب واسه وبلاگم طراحی میکنم
یا عکسهای قدیمی خاله رو تعمیر و رنگی میکنم
یا یه کم دیگه فلش یاد میگیرم
لا به لاشم چایی میخورم و آهنگ گوش میکنم
اینا رو اینجا نوشتم تا ضمیر ناخودآگاهم بگیره
و انجامش بدم
و نخوابم
و فیلم تماشا نکنم
همش
همش


 
Comments (0) | | 09:08 PM


فهمیدی چی شد؟
فهمیدی اسم خر قل مراد چیه؟
ملوس
اسمش ملوسه
فهمیدی چی بود؟
ملوس
فهمیدی چه احساسی نسبت به ملوس داره؟
بدون ملوس خوابش نمیبره
با ملوس کشتی میگیره
بعدشم خودشو نمیشوره
با ملوس میره استخر
با ملوس میره سینما
باهاش سوار قطار و اتوبوس میشه
اگرم کسی راجع ملوس حرف بد بزنه کارشو میسازه
فهمیدی چی شد؟
صد دفعه تو این قسمت ملوس ملوس کرد
دیدی؟
اسم خرش ملوس
م
ل
و
س


 
Comments (0) | | 08:53 PM
جمعه، 15 دیماه 1385


بذار یه نصیحت خواهرانه برادرانه دوستانه بهت بکنم
وقتی یه نفر جوابت رو نمیده یا تلگرافی میده
خب نمیخواد باهات چت کنه
فهمیدن این موضوع اصلا مشکل نیستا


امروز از روی پل سید خندان سه بار رد شدم
آخه سه تا لپ بود
البته پلی که من از روش رد میشدم اصلا شلوغ نبود و گه گداری ماشی از روش رد میشد
ولی باورت نمیشه اگه بگم اون بالا پشت بومی که هر پنجشنبه میرفتیم بالاش رو هم میدیدم
البته یه نظر
فک کن
این کربن فکر همه جاشو کرده

کسی سرعتش رو اندازه گرفته؟
سرعت تلاش برای باختن شرط رو میگم
این شرایط آدمهاست که برد و باخت رو رقم میزنه
تو شرایط باختت بهتره
شرط میبندم

دلم برای صحبتهای شبانه تنگ شده
دلم برای حرف زدن تنگ شده
دلام میخواد حرف بزنم
ساعت ها و ساعت ها و ساعت ها

امروز درست وسط یه پاساژ
چنان درد کمری گرفتم که مرگ رو جلوی چشمم دیدم
نمیدونم درد از کجا اومد
ولی الان پخش شده توی سرم
یه درد عصبی و قلقلک وار
غیر قابل تصوره

گاهی این نیز بگذرد ها اسلوموشن میشن
و یه نواخت
هیچی بدتر از یه نواخت بودن نیست
خیلی ناجوره


به من میگه ناز پروده
تو رو خدا نگاه کن
به من
منو ببین
به من میگه ناز پروده
آخه اینم شد دلیل؟


حرف قدیمی ها رو باید گوش کرد
وقتی میگن ماهی ازون بروم با عرق
باید با عرق باشه جانم
وگرنه مثل من میشی
حرف قدیمی ها رو گوش کن


 
Comments (2) | | 12:48 AM
چهارشنبه، 13 دیماه 1385


ای بابا ایا الناس من چاق نشدم
اتفاا لاغر هم شدم
هی میپرسین چاق شدی چاق شدی
نه نشدم
دیگه نبینم کسی بپرسه
ایش


 
Comments (2) | | 06:36 PM