شنبه، 9 دیماه 1385


تو این هفته 24 تا فیلم دیدم
فقط تو یکیشون تفنگ و خون و مردن نبود
بابا سلیقت رو شکر


 
Comments (0) | | 06:28 PM


مامان : این چند ماه همش روا خوابی شبا بیدار
من : آره
مامان : چرا؟
من : روز بیدار باشم که چی کار کنم؟
مامان : شب بیدار میمونی چی کار میکنی؟ همش فیلم همش اهنگ همش کامپیوتر ...
من : خب که چی؟
مامان : .....
من : ایشالله میرم من رو دیگه نمیبینید
مامان : الانم نمیبینمت . همش تو اتاقتی
من : فک کنم به آرزوهاتئن رسیدین
کانگرجولیشن


 
Comments (0) | | 06:24 PM
جمعه، 1 دیماه 1385


وای نمیدونی چقدر خوشگل میرخصن که ...
اینطوری ناز میکنن ... بعد همو بغل میکنن میچرخن ..
بعد کوچولو کوچولو دست میزنن ...
بعد آقاهاشون میان ... خانماشون گوشه وامیستن ... اقا هاشون پا میزنن ... اینطوری ...
بعد با هم میچرخن ... وای آدم ذوق میکنه ها ...
حالی میکنن ها ...
منم میخوام

خواهر جان
جان خواهر جان
خر واقعا یعنی بزرگ
آره خواهر جان .. تو هم دیگه کم کم داری خر میشی ... پاشو هال رو جارو کن ...

سادگی و وضوح باید سرمشق شما باشد در لباس پوشیدن .... نیست مگه؟

سفر با قطار بیشترین رای را آورد ...
دعا کنیم خط راه اهن به همه جا برسد

فکر میکنی برا چی اومدم؟
به سوغاتی هایی که برات اوردم نگاه کن ... میفهمی


مسیر خانه تا دروخانه که 3 در دو خیابان آنطرف تر است بسیار طولانیتر از مسیر آجودانیه تا بلوار فردوس است ...
سئوال : چرا؟


دوماه سفر
3 روز خانه
دوباره 1 ماه سفر
1 روز خانه
این است زندگی من ....

میگم : نمیدونم چرا انقدر ذهنم شلوغه ... مامانم میگه بهش میگن سرسام ...
میگه : در حالت عادی بگو حالت چطوره ... فعلا اگه کاری کردی باید پاش وایسی .. حالا دیدی که .....


 
Comments (1) | | 04:12 PM
شنبه، 25 آذرماه 1385


خب صبر کن ببینم من چی دارم!
واقعا؟
یه مقدار پول تو جیبم
یه ماشین خوشگل که در دسترسه
و اینکه من مجردم
غیر وابسته
رها مثل یک پرنده
من به کسی وابسته نیستم
کسی به من وابسته نیست
زندگیم مال خودمه
ولی آرامش خاطر ندارم
واگه این رو نداشته باشی خب هیچی نداری
خب
جواب سئوال من چیه که دارم هی از خودم میپرسم؟
همه اینا واسه چی؟
میدونی چی میگم؟



 
Comments (0) | | 01:45 AM
جمعه، 17 آذرماه 1385


If u want me
come and find me
thats it .


 
Comments (2) | | 12:46 AM


آهای عروسک
چه وقت یاد خواهی گرفت که به هیچ کس غیر از خودت فکر نکنی؟
چه وقت خواهی آموخت که به سرعت یک چشمک شرایط را تغییر دهی؟
چه وقت می اموزی که حرف ها دود سیگار هستند ... حتی اگر زیباترین حرفها باشند؟
چه وقت یاد خواهی گرفت؟
کشتی منو ...


 
Comments (0) | | 12:36 AM
پنجشنبه، 16 آذرماه 1385


ببین بذار خیاالت رو راحت کنم
اینطرف هیییچ خبری نیست
من خودم شوهر بودم
میدونم که دارم بهت میگم

پ ن : حتما میدونه که میگه .... آخه دکتره


 
Comments (0) | | 01:46 AM