پنجشنبه، 10 فروردینماه 1385


عزیز دل
تولدت مبارک
برای خواهر اوچولوم


 
Comments (66) | | 09:55 PM
چهارشنبه، 9 فروردینماه 1385

All is full of Love


You’ll be given love
You’ll be taken care of
You’ll be given love
You have to trust it
Maybe not from the sources
You’ve poured yours
Into
Maybe not
From the directions
You are
Staring at
Twist your head around
It’s all around you
All is full of love
All around you
All is full of love
You just ain’t receiving
All is full of love
Your phone is off the hook
All is full of love
Your doors are all shut
All is full of love


 
Comments (27) | | 12:38 PM
یکشنبه، 6 فروردینماه 1385


داشتم میومدم شرکت
تو اتوبان مدرس(خلوت) برای اولین متوجه زیبایی های این درخت ها و طبیعت دور و برم شدم
واقعا تهران تو عید زیباست
تقریبا همه چیزش ایده آله
شرکت هم خلوت بود
روی هم رفته 4 5 نفر بودیم
راحت روسریمو رو برداشتم و یک سی دی میکس از آهنگ های دلخواهم رو گذاشتم
یه چای ریختم و مشغول انجام کارام شدم
واقعا عالی بود
کاش همیشه تهران عید باشه
خلوت و بدون محدودیت بزری ...

یادته امسال رو پر ار آرامش رقم زدم؟


 
Comments (0) | | 12:50 PM
شنبه، 5 فروردینماه 1385



we are a fucked up generation
it's cloudy now



 
Comments (0) | | 01:42 PM
پنجشنبه، 3 فروردینماه 1385

Give unto me


I've been watching you from a distance
The distance sees through your disguise
All I want from you is your hurting
I want to heal you
I want to save you from the dark

Give unto me your troubles
I'll endure your suffering
Place onto me your burden
I'll drink your deadly poison

Why should I care if they hurt you
Somehow it matters more to me
Than if I were hurting myself
Save you (save you)
I'll save you

Give unto me your troubles
I'll endure your suffering
Place onto me your burden
I'll drink your deadly poison

Fear not the flame of my love's candle
Let it be the sun in your world of darkness
Give unto me all that frightens you
I'll have your nightmares for you
If you sleep soundly

Give unto me your troubles
I'll endure your suffering
Place onto me your burden
I'll drink your deadly poison

Fear not the flame of my love's candle
Let it be the sun in your world of darkness
Give unto me all that frightens you
I'll have your nightmares for you
If you sleep soundly

Fear not the flame of my love's candle
Let it be the sun in your world of darkness



 
Comments (72) | | 12:31 AM
چهارشنبه، 2 فروردینماه 1385


دیگه اهمیت نمیدم
دیگه بهش فکر نمیکنم
سعی میکنم دیگه بهش حساس نباشم
دیگه اگه اسمش اومد
حالم بد نشه
حالت تهوع بهم دست نده
عصبانی نشم
حتی اگه تمام هدایای دنیا رو هم فرستاد

ای خدا
چرا دست از سرم بر نمیداره

تو رو خدا یکی بیاد منو نجات بده
ولم نمی کنه
ولم نمی کنه
:((
:((


 
Comments (59) | | 11:46 PM
سه شنبه، 1 فروردینماه 1385


رفتنت رو خوب یادم هست
اومدنت رو دیگه هیچ کس به یادم نمیاره

آهای زمان 4 فصله ...
ما امسال تو را اینگونه رقم میزنیم
پر ازآارامش ....
آرامش مطلق


 
Comments (7039) | | 11:14 AM
دوشنبه، 29 اسفندماه 1384


سرکار عالی کی باشن؟
عاشقم ... عاشق بی دلم من
دلت کجاست؟
فنا شد .. فنای اون چشا شد
کدوم چشم
همون چشم که خواب رو برده
کدوم خواب
خوابی که ازم فرار کرد
کجا رفت؟
تو باغچه
باغچه کجاست
تو باغه
کدوم باغ
باغی که تو شهر رویاست
رویا کجاست؟
تو خوابه؟
کدوم خواب؟
همون خواب که چشمم رفت؟
کدوم چشم؟
همون چشم که غرق آب شد
کدوم آب؟
همون آب که سیل اورده
کدوم سیل
همون سیل که اشک اورده
کدوم اشک؟
همون اشک که از چشمم ریخت
کدوم چشم؟
همون چشم که غرق خونه
کدوم خون؟
همون خون که از دل اومد
کدوم دل؟
دلی که اسیر زلف
کدوم زلف؟
زلفی که تو شب سیاهه
کدوم شب
همون شب که تو چشاته
کدوم چشم؟
همون چشم که مست مسته
همون چشم که پر شرابه
چشمی که همش امیده
امید کجاست؟
بر آبه


 
Comments (89) | | 11:56 PM
یکشنبه، 28 اسفندماه 1384


در زندگی لحظاتی هست که دچار گه گیجه ای بس شدید میشوی
نمیدانی عاقل هستی یا جاهل
نمیداند بازی میدهی یا بازی داده میشوی
نمی دانی بازیگر هستی یا کارگردان
نمیدانی کودک هستی یا بزرگ
خنگ هستی یا باهوش
زیادی فهمیدی یا اصلا نفهمیدی
زرنگی یا پپه
اصلا نمیدانی کی بود چی شد کجا رفت
کیه کیه در میزنه .. درو با لنگر میزنه
من کیم .... تو کی ای ... اینجا کجاست .. اینو ....

در این گونه لحظات اصولا تمایل شدید به انجام اولین کاری که به ذهنت میرسد را داری
و چون دچار سردگمی هستی نمیدانی که بعدا همون کاره دقیقا همون کاری بوده که نباید میکردی
در اینگونه موارد بهترین راه حل این است که همه چیز را به دست زمان بسپاری
روی تخت دراز بکشی و نفسهایت را بشمری
آری زمان همه چیز از جمله مرا نیز در خود حل میکند
زمان حلال تمام وجودات است
هم ساده هم پیچیده
پس میتوان خود را داخل این همه همهمه کرد ....دستها را در جیب فرو برد .... سر ر ا به طرف آسمان گرفت و سوت زد


اینگونه لحظات در زندگی من بسیار است


 
Comments (20) | | 09:37 AM
جمعه، 26 اسفندماه 1384


بیا با همدیگه گریه کنیم


 
Comments (37) | | 08:16 PM


سلام

1385

1395

1405

1415

1425

1435

1445

1455

1465

1475

فكر مي‌كنيد تا كدام يك از سال‌هاي بالا ميتونيد روز اول فروردين رو ببينيد؟

يا دوست داريد تا كدام يك از سال‌هاي بالا روز اول فروردين رو ببينيد؟

مي‌دونستيد 277×5=1385

و 5 و 277 هر دو يك عدد اولند؟

اين حاصل‌ضرب شما رو ياد چي ميندازه؟

يا چه حسي بهتون مي‌ده؟

سال نو مبارك

شاد وخوش باشين

.............
سلام آقای دکتر
ممنون از ایمیلتون
از این که هستین و من رو تو لیستتون دارین و هر چند یه بار برام میل میزند ازتون خیلی ممنونم
در مورد اینکه چقدر میخوام زنده بمونم
راستشو بخواین برام هیچ فرقی نمیکنه
اگر همین امروز بمیرم احساس تاسف نمیکنم
در مورد 277 و 5 هم یاد کلاسها و روزهای شیرینی میوفتم که با تمام وجود زندگی رو دوست داشتم و فکر میکردم آینده ای زیبا برای من رقم زده شده
یاد تست و درس دادن شما
یاد این میوفتم که هر روز انتظار یک شنبه و کلاس حسابلن
یا انتظار 4 شنبه و کلاس دیفرانسیل رو میکشیدم
یاد دست خط دو کلمه ای که زیر نمر هام مینوشین .
خوب است
بد شدی
بد نیست
دقت کن
یاد اینکه چقدر دوستتون داشتم و چقدر برام محترم بودین و هستین
یاد اینکه آرزو داشتم روزی مثل شما بشم
زندگی چه شیرین بود
سال خوبی داشته باشین
خداحافظ


 
Comments (61) | | 05:24 PM



You’re too important for anyone
You play the role of all you long to be
But I, I know who you really are
You’re the one who cries when you’re alone



 
Comments (65) | | 04:15 PM

Eternal


17.jpg


 
Comments (66) | | 02:03 PM
پنجشنبه، 25 اسفندماه 1384


AXFR001050.jpg


 
Comments (33) | | 11:13 AM
چهارشنبه، 24 اسفندماه 1384


من نمی فهمم چرا این رانده های تاکسی یا آژانس ها عادت دارن خودشون رو آدمهای ویژه ای نشون بدن
همشون یا از کانادا تازه برگشتن یا یه زمانی دستیار کوفی عنان بودن
یا اینکه 5 6 تا زبون بلدن و فوق تخصص فلان رشته اند
نمیگم چاخان میکنن یا چی
ولی آخه چرا بقالها و سوپور ها یه عالمه کاره های دیکه اینطوری نیستن؟
امروز یارو سر منو برد
که من به 7 زبان زنده دنیا صحبت میکنم
روزی 170 تومن تلفن خارج از کشورم میاد
بعدم درومد که شما کسی رو سراغ نداری کار کامپیتوتری بلد باشه؟
میگم در چه زمینه ای
میگه کامپیوتر دیگه
میگم مثلا برای چه کاری آخه
میگه نرم افزار سخت افزار اینا
بعدم لاف میزنه که من 19 ساله تو کار کامپیوترم و یوم یوم یوم یوم یوم

بعد تازه دقت کردی
این جور راننده ها
بعد از اینکه 2 ساعت مخت رو کار گرفتن
کرایه شون رو هم دوبله سوبله حساب میکنن
از ثروت و شهرت زیادشونه
لابد فکر میکنن تو برای شنیدن حرفها و سوابقشون هم باید پول بدی
یا اینکه افتخار کنی که یارو داره میرسونتت

آقا تند برو حرف نزن دسشویی دارم
ایش


 
Comments (81) | | 08:40 PM
سه شنبه، 23 اسفندماه 1384



 
Comments (104) | | 11:38 PM


شب چها رشنبه سوری است
آتشی روشن کردم
روشن تر و شعله ور تر از هر آتشی که زدری مرا بگیرد و سرخیش را از آن من کند
این است معجزه دستان من
حال بگو به من ایمان میاوری؟
بگو تا دریا را نیر برایت بشکافم


 
Comments (365) | | 08:41 PM
دوشنبه، 22 اسفندماه 1384

lies


17.jpg


Bound at every limb by my shackles of fear
Sealed with lies through so many tears
Lost from within, pursuing the end
I fight for the chance to be lied to again

You will never be strong enough
You will never be good enough
You were never conceived in love
You will not rise above


They'll never see
I'll never be
I'll struggle on and on to feed this hunger
Burning deep inside of me

But through my tears breaks a blinding light
Birthing a dawn to this endless night
Arms outstretched, awaiting me
An open embrace upon a bleeding tree

Rest in me and I'll comfort you
I have lived and I died for you
Abide in me and I vow to you
I will never forsake you

Rest in me and I'll comfort you
I have lived and I died for you
Abide in me and I vow to you
I will never forsake you



 
Comments (50) | | 10:57 PM


آهای ای کسانی که ایمان آورده اید
انقدر لوس و بچه ننه تازه به دوران رسیده و فراموشکار نباشید
به یاد بیاورید آنچه را که گفته اید و آنچه را به مرحله عمل سرانیده اید
یا فقط سخن گفته اید و عملش را گذاشته اید در کوزه تا همگان سیراب شوند
اگر یادتان می رود یه جا بنویسید
یه کپی هم بگیرید بدهید دست نزدیکانتان تا بدانند
که بعدا الککی از دیگران مایه نگذارید
و آنچه را خود به بار آورده اید به کسی نسبت ندهید
آخر مرض دارید مگر!!!!


 
Comments (33) | | 09:05 AM
یکشنبه، 21 اسفندماه 1384


چی بگم والا!
آدم انتظار نداره
آخه چی بگم
نه اینکه بگم بعید بود ها
ولی آخه ... چی بگم


 
Comments (0) | | 09:25 AM
شنبه، 20 اسفندماه 1384


وصل شدن شب هنگام از داخل اتاق شخصی به دنیای مجازی
بعد از دو هفته طاقت فرسا
جای دارد از دوست عزیزم و همچنین زولتریکس تشکر شود
تشکر


 
Comments (7758) | | 09:31 PM


عشق والدین به فرزند
این بزرگترین و غیر قابل هضم ترین نوع عشق برای منه
برای درک این موضوع لازمه بچه دار بشم
شاید حالیم شد که چرا ولم نمیکنید!


 
Comments (62) | | 09:29 AM
سه شنبه، 16 اسفندماه 1384


همه چيز در اين دنيا حد و اندازه دارد و
همه چيز در اين دنيا بي حد و اندازه است
اين دقيقا بازگشت ميكند به ميزان ظرفيت هر چيز و هر كس
يكي از اين وجودات بودني به نام غد است
ديده ام گاهي انسانها بر اثر زياده روي در اين وجود مرده اند
به چشم ديده ام


 
Comments (10874) | | 03:20 PM
شنبه، 13 اسفندماه 1384


ميگه
شيرين بدون كفش
قشنگگگگگگگگ ....
ماهه
محشره
ميگم چرا؟
ميگه
آخه وقتي كفش داري
همش ميگي پا پا پا پا .....


پ.ن : كفش اينجا نماد است


 
Comments (25) | | 09:34 AM


گاه ميخواهم بنويسمش
گاه ميخواهم پاكش كنم
گاه نمي توان نوشت
به خاطر نامحرمان
گاه بايد نوشت
به خاطر محرمان
گاهي هم نوشتن به من فشار مي آورد
نه مانند گرسنگي و تشنگي
مانند عدم وجود اكسيژن
آنگاه به خطر وجود نامحرمان و محرمان
تو را ميخوانم
از اينكه ميتوانم با خواندنت فشار نوشتگي را تاب بياروم دوستت دارم
از اينكه هستي
بمان و بنويس تا هميشه
تا من تو را بخوانم و سير سير به زندگي ادامه دهم
و به بندبازي
در حالي شاخه گلي بر دهان ميگيرم و دستهايم را به پهناي تعادل باز ميكنم
و خرامان خرامان به سويت قدم بر ميدارم
باش تا بند بازي ماهر باشم
و

.
.


 
Comments (16) | | 09:19 AM
چهارشنبه، 10 اسفندماه 1384


angelofmeat2.jpg


 
Comments (6284) | | 10:52 AM