روزگار بدی بود ...
از یاد آوریش حالت تحول بهم دست میده ...
اصلا این یه ماه از سال واسه من بد بوده و هست ...
- ببین تولدش کیه؟
- هشتم
- خب ببین ... تو جر و بحث نکن ... بذار یه کم سرت غر غر کنه آروم شه
- من غرور دارم
- غرورت رو بذار واسه یه وقت دیگه فعلا اونو میخوایش ...
- خب
- خب واسه اون روز یه دسته گل بگیر
- خب
- یه دونه حلقه ام بگیر
- خب
- اگه تونستی عطرو شکلات و اینا هم چاشنیه ... مهم نیست ولی
- خب
- و یه جمله ... مثلا ..... ممممم ....
- غلط کردم
- :)) :)) :))
دیگه از قایم باشک بازی خسته شدم ...
دیگه بسه ...
یه بازی دیگه بکنیم ...
خب؟
میگما ... این همه آدم رو زمینه ... چند تاست؟
خیلی خلاصه!
این همه آدم رو زمینه ...
بعد من باید با مسافر کوچولو که مال اخترک ب612 است حال کنم ؟
این همه آدم چرا اونایی که مثل منن منو پیدا نمیکنن؟
چرا من اونا رو پیدا نمیکنم ؟
چرا من اینجام که همه شبیه همن و نه شبیه من ؟
چرا من انقدر غر میزنم؟
اینم شد زندگی؟
من میگم .. خوب و بد وجود نداره ...
من میگم خود آدمها اونو سرهم بندی کردن ...
این خوبه .. این بده ...
مثلا همین کره خودمان که تبلیغشو تو ماهواره میکنه ...
آره خلاصه ... لعنت بر اونایی که گفتن اینا بده ....
تو یه برهه( برححه رو دست نوشتم؟) اومدن گفتن این و این و این و این و اون بده ...
حالا منه بیچاره باید خفه خان بگیرم و هیچی نگم که مبادا بد آموزی باشه ...
حال آنکه خوب و بد اصلا نیست ...
اصلا وجود خارجی نداره ....
ایش ...
شب یلدا ... طوالانی ترین شب سال .... شبی که همه کسایی که هم رو دوست دارن دور هم جمع میشن .... میگن ... میخندن .... چی بگم؟!!! ...
نفر اول : جنسی که داریم اعلی است ... تا 20 50 سال کار میکنه ....نخواستین هم میندازینش بیرون یکی دیگه میدیم بهتون ...با 3 4 سال گارانتی ...
یه نفر از میان جمعیت : میشه ببینیمش ...
نفر اول : بله .. چرا نمیشه ولی باید وقت بگیرین
یک نفر از داخل جمعیت : من ندید میبرم
نفر اول : چند ؟
همون نفر از میون جمعیت : 1000 تا
نفر اول : دیگه نبود؟
نفر سوم از میون جمعیت :من باید ببینمش ....
نفر اول : بیا این عکسش
نفر سوم : 1200 تا
نفر اول : یه نفر هست 10 ساله میخوادش ما ندادیم اون حاضره 3000 تا بده ...
جمعیت : اوووووووووو 3000 تااااااا
نفر اول : بله ! تازه یه عالمه یارو واسه خودش دک و پز داره .... ارزشش خیلی بالاست
یه نفر از وسط جمعیت : مثلا چه ارزشی؟
نفر اول : بابا یارو مهندسه .... خونه داره ... ماشین داره .... شرکت داره .... شرکت ساختمون سازی .... ویلا داره .... اووووووووووووه ... حساب بانکیش پره پره ...
جمعیت : اوووووووووووووه ... پس آدم حسابیه ...
نفر اول : بله ....
نفر چهارم از جمعیت : من حاضرم بیشتر بدم .... ولی باید ببینمش ... _ این پولا رو یکی داده گی گرفته _
نفر اول : وقت میدیم بهتون .....
نفر چهارم : کی؟
نفر اول : اومممممم ....... دوشمبه 2 هفته دیگه ساعت 5تا 6 بعد از ظهر .... خوبه؟ ...
نفر چهارم : بله ... اون موقع میام ....
نفر پنجم با یه شنل و کلاه سیاه و صورت پوشیده شده : چرا میخواین ردش کنین بره؟
نفر اول : صاحباش تشخیص دادن موقع شه ... آخه نیاز داره ....
شخص مرموز : نیاز به چی؟
نفر اول : به این ....
شخص مرموز : این چه ربطی به اون داره ؟ !!!
جمعیت یک صدا می خندند و شخص مرموز رو نشون میدن : اییییینو ..... ها ها ها ... پس آدم زن رو میخواد واسه چی ؟! هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها ......................
ناراحتی ؟ .... غصه داری؟ .... لهی؟ .... هنوزم دارن روت را میرن؟ .... زندگیت سخت شده؟
افتادی تو دست انداز؟
باتری نداری؟
آب روغن قاطی کردی؟
مشترک مودرد هم نظر در دسترس نمی باشد؟
حامی نداری؟
تکیه گاهت کو؟
تکیه گاهت باد هواست؟
نمیتونی همرنگ جماعت شی؟
نمی تونی حکومت احمدی نژادی شی؟
سختته نه؟
تاوان حماقت باقی رو باید پس بدی؟
میگی زمین گرده نه صاف؟
میگی ما مچرخیم نه خورشید؟
داری گه زیادی میخوری؟
حرف مفت از خودت دروکنی جیگر؟
.
.
.
حالا نگاه کن ... ما اینجور موقع ها میگیم ... خدایا منو دریاب ... خدایا حالا چی کار کنم ....
خدایا کمکم کن ...
خدایا خودت نجاتم بده .... خدایا خودت حالیشون کن ... خدایا جوابشون رو او دنیا بده ... خدایا هر چی صلاحه ...
خدایا پشتم باش .... خدایا حامیم فقط تویی ... خدایا فقط تو رو دارم ...
خدایا خودت شاهد باش .... خودت جوابشونو بده ....
.
.
.
تو چی میگی؟ .... چی کار میکنی؟ .... کی رو صدا میزنی؟ ....
حالا دیدی ما خدا داریم تو نداری ....
بی دین .... بی ایمون ... بیچاره ....
دلت بسوزه ....
بیا با ما ایمان بیار تا هم آرامش این دنیا دستت بیاد هم این دنیا هم همین دنیا
شیما جونم
آرمان جان
نامزدیتون رو تبریک میگم ...
دلم میخواد بدونید که از ته دلم خوشحالم و براتون بهترین بهترین آرزوها رو دارم ...
چه احساسی داره ... وقتی ...
به جای کسی فکر کنی ...
به جاش تجزیه تحلیل کنی ...
به جاش تصمیم بگیری و بهش ابلاغ کنی تا مو به مو اجرا کنه ... بدون اینکه مزه دهن طرف رو بخوای بدونی ...
خوشمزه است؟
.
.
.
.
عجب گیری کردیما ...
