سه شنبه، 19 تیرماه 1386


اینجانب دختری ایرانی بیچاره طفلکی
عاجزانه ... عاجزانه ... عاجزانه ( سه بار ) از خانم جی کی رو لینگ میخوام که تو رو خدا هری رو نکش
خواهش میکنم ... من میخوام برای تمام عمرم این کتاب رو بخونم و هی به همه هدیه بدم
این کتاب یکی از لذت های زندگی منه!
خواهش میکنم زهرش نکنید خانم رو لینگ ... هری باید زنده بمونه!
بابا جون ولدمورت هست ... اسنیپ هست ... آمبریج کوفتی ... اون ریتا اسکیتر خاک بر سر ... یا لوسیوس مالفوی و زنش و سیسلیا هزار یه مرگ خوار اونجا هستن ... چرا هری؟
دامبلدور رو کشتی دلت خنک نشد؟!
خواهش میکنم نکشش ...خواهشی التماسانه
جون مادرت نکن اینکارو


 
Comments (0) | | 02:55 PM